الشيخ عباس القمي

436

يازده رساله ( فارسى )

عامل تباهى و هلاكت پيشينيان آن بود كه خدا را نافرمانى مىكردند ، ولى عالمان آنان بازشان نمى داشتند . چون نافرمانى آنان ادامه يافت و عالمان آنان را جلوگير نشدند ، عقوبتها بر آنان فرو ريخت . بنابراين ، امر به معروف و نهى از منكر كنيد . بدانيد كه اجراى اين دو فريضه ، نه اجل را نزديك مىكند و نه روزى را قطع مى نمايد ؛ زيرا روزى هركس چونان قطره‌هاى باران از بالا ، كم يا زياد ، برسد . مرحوم كلينى و ديگران ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده‌اند : خداى عزّ وجلّ دو فرشته را فرستاد تا شهرى را بر سر اهل آن خراب كنند . چون به آن شهر رسيدند ، مردى را ديدند كه با خدا راز و نياز مىكند . يكى از آن دو به رفيق خود گفت : اين اهل دعا و زارى را نمىبينى ؟ گفت : او را مى بينم ، ولى بايد دستور پروردگارم را اجرا كنم . او گفت : ولى من كارى نكنم تا به پروردگار مراجعه كرده و كسب دستور جديد كنم . به درگاه حقّ رجوع كرده و آنچه را ديده بود عرضه داشت . خداوند دستور اجراى فرمان را داد و فرمود : اين مرد ، هرگز براى اجراى دستورات من روى ترش نكرده است . « 1 » از امام رضا عليه السلام روايت شده است : كان رسول اللّه ، صلى الله عليه و آله يقول : إذا أمّتى تواكلت الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر واحد على الآخر فليأذنوا بوقاع من اللّه ؛ « 2 » رسول خدا بارها مى فرمود : هرگاه امت من امر به معروف و نهى از منكر به يكديگر وانهند ، بايد منتظر بلاى الهى باشند . نيز از امام ششم عليه السلام روايت شده است : پيرمرد عابدى در بنى اسرائيل بود ، پيوسته عمرش به عبادت الهى مىگذشت . يك وقت به هنگام عبادت ، چشم او به دو كودك افتاد كه خروسى را گرفته پرهاى او را

--> ( 1 ) ( . ) اصول كافى ( ، ج 5 ، ص 59 . ) ( 2 ) ( . همان مدرك . )